
من با یه دنیای کودکانه وارد زندگیت شدم
تو منو کشوندی تو دنیای آدم بزرگا بعدشم یه دفعه خودت رفتی من هاج و واج و منتظر اینجا موندم
من با یه بغل گل اطلسی اومدم پیشوازت تو با خار حرفات قشنگی گلامو محو کردی
من مثل یه دختر بچه ، پاک پاک از ته قلب دوست داشتم تو ، تو دلت بهم خندیدی
من دوریتو به جون خریدم تو حتی دوریو حس نکردی
من برات اشک ریختم ، تو سعی کردی مثل همیشه بی اعتنا بری و حتی صورت خیسمو نبینی
من با شیطنتام خواستم علایقتو بدونم که یکی یکی پیشکش کنم ، تو همواره کودکانه مسخرم کردی
ولی من گفتم عیب نداره مثل همیشه هر چی تو بگی نازنینم .
+ نوشته شده در ساعت توسط سارا
|
از خیلی خوب.... به خیلی بد.... چقدر زود رسیدم